خرید بک لینک
ینی دارم از خستگی میمیرماا

دیشب تا صب چشم رو هم نذاشتم تازه ساعت 7 صب خوابیدم اونم ساعت 9 گوشی زنگ زده که بیدار بشم ، اخه ب میس ال قول داده بودم برم خونشون برا کلاس جمعه یکم باهم زبان بخونیم، اخرین کلاس جمعه دو هفته پیش بود ، گفته 28 تا درس اول کتاب teacher knowledge رو به عهده خودمونه که بخونیم البته جلسه اول رو یکم در حد کلی ی توضیح مختصری داد... ولی جزئیاتش دیگه به پای خودمون، البته که چیز خاصی نداره کل گرامر های زبان انگلیسیه تقریبا همش رو بلدم اما گفته باید اسم تمام گرامر ها رو بدونید مثلا compound nouns کلمه ای که از دو تا کلمه درست شده مث football خب اینو که بلدم ولی اسماش.. حالا این که آسونه از معنی کلمه اسمش میشه فهمید چیه ولی لعنتی اسماش بعضیاشو خب اصن تو این مدت زبان خوندنم به گوشم نخورده بودا .. بگو تو که نمیخوای معلم زبان بشی مریضی میری کلاساشو شرکت میکنی

خلاصه امروز ی دوره 12 تنس رو خوندیم و انواع فعل و اسم و صفت و قید و میدو اینا رو.. چقدمم نوع دارن خاک تو سرا من اینا رو تو فارسی هم بلد نیستم

تا ساعت 2 اینا که درگیر اینا بودم اومدم ناهار خوردم و رفتم حموم و اینا شد 4.30 خوابیدم تا 6 .. ولی با ی سردردی از خواب بیدار شدم که نگو از ی طرف بیخوابی از ی طرفم با مو خیس خوابیده بودم... دیگه آماده شدم رفتم کلاس تا 8:30 تا الانم که شام و اینااا ، الانم که خدمت شوما :)

مثلا برنامه ریزی کرده بودم من تو این پست چقد هم امروز بهش عمل کردما

راستی راجب لکچر این ترم ، باز هم ترکاندم :) رقیب اصلیم امروز لکچر داشت گند زد ، پس این ترم هم بالاترین نمره خودمم، خر خونم نیستم اصلا بسه دیگه برم بخوابم


برچسبها: همدم, بی خوابی, زبان, خستگی, خل و چلانه

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: شنبه 27 آبان 1396 ساعت: 2:25

صفحه بندی