-دوستان هم یکیشون مهمون داشتن نیومد یکی باشگاه بود منو نسی هم که گفتیم بیخیال الان ما بریم بیرون فردا شاید اونا ناراحت شن !!!
-البته خب دوتایی حال نمیداد، میرفتیم 1 ساعت کافه ای جایی بعدم میومدیم خونه! که چی مثلا 
-بچه ها میگن هفته دیگه آخر هفته رو 3 روز بریم کویر ، شدییید دلم میخواد برم.. اما چهارشنبه پنج شنبه جمعه رو کلاس دارم!! نمیشه هم نرم که! تایم کلاسا زیاده.
-مامانم میگه تو اینطوری گند میزنی به اخر هفته هامون اخرش اگه پروفسور نشی خفت میکنم !
برچسب:
نویسنده: حامد نصیری